ميرزا حسن حسينى فسايى
898
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
دو درجه و سه ربع در پنجاه و نه ميل يكصد و [ چهل و چهار و نيم و . . . ] « 1 » است و اين مسافت ميان بندر ديلم و تخت جمشيد است به ميل انگليسى نه به فرسخ كاروانى و اگر عرض دو شهر مختلف باشد بايد بر دو دايره طولى باشند پس شماره درجات زيادتى عرض يكى را بر ديگرى در شصت و نه كه شماره ميلهاى انگليسى يك درجه از دايره عرضيه بر سطح زمين است ضرب كنيم و دقايق را هريك ، يك ميل و شش يك ميلى تقريبا شمرده ، حاصل را نگاه داريم پس اگر طول اين دو شهر برابر باشد مسافت ميانه آن دو شهر همان نگاه داشته بود مانند تخت جمشيد و قصبه علامرودشت كه در طول برابرند و عرض علامرودشت بيست و هفت درجه و 42 دقيقه است پس زيادتى عرض تخت جمشيد دو درجه و 18 دقيقه است پس شماره 2 درجه را كه در 69 ضرب كنيم و حاصل را نگاه داريم و هيجده دقيقه را 21 ميل انگاريم و اين مجموع را كه 159 ميل است مسافت ميانه تخت جمشيد و قصبه علامرودشت باشد و اگر شماره درجات دو دايره طولى آن دو شهر نيز مختلف باشد ، شمارهء ميلهاى يك درجه از دايره طولى يكى از آن دو شهر را از جدول سابق برداشته در شماره درجات زيادتى ضرب كرده ، حاصل ضرب را در خود ضرب نموده ، حاصل اين ضرب دويمى را نگاه داريم پس حاصل ضرب شماره زيادتى عرض يكى را بر ديگرى كه از پيش داشتهايم در خود ضرب كنيم و حاصل اين ضرب را با حاصل - ضرب دويم كه نگاه داشتهايم جمع كرده ، جذر اين مجموع شماره ميلهاى ميانه آن دو شهر باشد و معنى جذر در مقدمه اين كتاب گفته شد پس اگر خواهيم مسافت ميانه تخت جمشيد و ويس آباد فراشبند كه 29 درجه عرض و 52 درجه طول دارد بدانيم ، يك درجه زيادتى عرض تخت جمشيد را در شصت و نه ضرب كرده ، حاصل ضرب را كه 69 است در خود ضرب كرده 4761 را نگاه داريم پس شماره ميلهاى يك درجه زيادتى طول تخت جمشيد را كه از دايره طولى عرض 30 درجه و 59 ميل است در خود ضرب كرده 3481 حاصل ضرب را 4761 سابق جمع كرده 8242 شود و جذر مجموع كه 91 است مگر قليلى ، مسافت ميان تخت جمشيد و ويس آباد باشد و اين همه براى آن است كه در شكل عروس كتاب تحرير اقليدس « 2 » ثابت شده است كه مربع وتر زاويهء قائمه برابر است با مجموع دو مربع دو ضلع ديگر آن زاويه قائمه و تساوى دو مربع يعنى دو مجذور ، مستلزم تساوى دو جذر آن است و به عكس ببايد دانست كه در واقع تقاطع مدارت طوليه با دواير عرضيه در صفحه نقشه همه به زواياى غير - قائمه باشد جز عظيمهاى از مدارات طوليه ليكن چون در صفحه نقشه هريك از آن زوايا يا قائمه يا نزديك به قائمه در نظر آيد احكام قائمه را بر آنها جارى كردهاند و اينقدر از مقدمات براى اين كتاب فارسنامه ناصرى كافى است . پس از خداى تعالى توفيق در انجامش خواسته ، شروع در مقصود نموده كه مملكت فارس را ملك سليمان « 3 » نيز گويند و اين دو اسم براى اين مملكت براى آن است كه در كتاب
--> ( 1 ) . در متن اشتباها يكصد و شصت و دو ميل و ربع ميل است . عدد صحيح : 55 ر 144 ميل خواهد بود . ( 2 ) . اصول اقليدس ، تحرير خواجه نصير الدين طوسى ، كتابى است در هندسه كه علامه قطب الدين شيرازى آن را به فارسى برگردانده است . ( 3 ) . حافظ مىگويد : دلم از وحشت زندان سكندر ( : يزد ) بگرفت * رخت بربندم و تا ( ملك سليمان ) بروم و ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 85 ، : سعدىنامه ، ص 173 ، : كليات سعدى ، مظاهر مصفا ، ص 692 - 781 ، 848 .